تبليغاتX
منتظرا ن شهرستان ازنا

قیام و انقلاب مهدی (عج) از دیدگاه استاد مطهری

به نظر شهيدمطهري : «آرمان قيام و انقلاب مهدي (ع)يک فلسفه­ي بزرگ اجتماعي- اسلامي است. اين آرمان بزرگ، گذشته از اينکه الهام بخش ايده و راهگشا به سوي آينده است، آيينه ­ي بسيار مناسبي است براي شناخت آرمان هاي اسلامي.

 اين نويد، ارکان و عناصر مختلفي دارد که برخي فلسفي و جهاني است و جزئي از جهان­بيني اسلامي است. برخي فرهنگي و تربيتي است، برخي سياسي است، برخي اقتصادي است، برخي اجتماعي است، برخي انساني يا انساني-طبيعي است...»

از نظر استاد دو گونه انتظار وجود دارد: انتظار سازنده و انتظار فلج کننده و ايشان قبل از بحث مختصر راجع به اين دو مفهوم، درباره شخصيت جامعه و ديدگاه قرآن مطالبي عرض کرده اند:

«... تاريخ آن گاه فلسفه دارد و آنگاه تحت ضابطه و قاعده کلي درمي­آيد و آن گاه موضوع تفکر و مايه­ي تذکر و آيينه­ي عبرت و قابل درس آموزي است که جامعه، از خود طبيعت و شخصيت داشته باشد، و گرنه جز زندگي افراد چيزي وجود ندارد و اگر درس و عبرتي باشد درس هاي فردي از زندگي افراد است...»

انتظار ويرانگر: برخي فکر مي­کنند زماني که امام زمان ظهور مي کند، کل زمين را فساد فراگرفته است و بلکه بايد بيشتر هم ظلم باشد تا زمينه­هاي ظهور فراهم شود و اگر خود هم گناهکار نباشند، در عمق باور و انديشه از اعمال گناهکاران و عاملان فساد راضي هستند. به قول استاد: «... اين جاست که گناه، هم فال است و هم تماشا. هم لذت و کامجويي است و هم کمک به انقلاب مقدس نهايي.اين­جاست که اين شعر مصداق واقعي خود را مي­يابد:

«در دل دوست به هر حيله رهي بايد کرد طاعت از دست نيايد گنهي بايد کرد»

انتظار سازنده: در هر جايي قرآن هم که تفحص کنيد وقتي درباره انتظار و حکومت مهدوي صحبت شده است، آمده که کار شقي و سعي هر دو به بي نهايت مي­رسد شايد تعداد اين گروه زبده کم باشد ولي از لحاظ کيفيت در حد بالايي قرار دارند. در واقع مي­توان اين طور بيان کرد که مبارزات اهل حق و باطل ادامه داشته و دارد و خواهد داشت و قيان مهدي عج آخرين حلقه از مجموع حلقه هاي مبارزات حق و باطل است.

«... ظهور مهدي موعودع منتي است بر مستضعفان و خوار شمردگان و وسيله­اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي است براي وراثت آن ها قصص:59...»

«... ظهور مهدي (ع)تحقق بخش وعده اي است که خداوند متعال از قديم ترين زمان­ها در کتب آسماني به صالحان و متقيان داده انبياء: 105 و اعراف: 128...»

 

از نظرشهيدبزرگوار استاد مطهري مشخصات يک انتظار بزرگ عبارت است از:

1- خوش بيني به آينده بشريت.

2-  پيروزي نهايي صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادي و صداقت بر زور و استکبار و استبداد و ظلم و اختناق و دجل.

3-  حکومت جهاني واحد.

4- عمران تمام زمين در حدي که نقطه­ي خراب و آباد نشده باقي نماند؛

5- بلوغ بشريت به خرمندي کامل و پيروي از فکر و ايدئولوژي و آزادي از اسارت شرايط طبيعي و اجتماعي و غرائز حيواني.

6- حداکثر بهره گيري از مواهب زمين.

7- برقراري مساوات کامل ميان انسان ها در امر ثروت.

 

8- منتفي شدن کامل مفاسد اخلاقي از قبيل زنا، ربا، شرب خمر، خيانت، دزدي، آدمکشي و... و خالي شدن روان­ها از عقده­ها و کينه­ها.

9- منتفي شدن جنگ و برقراري صلح و صفا تعاون؛

10- سازگاري انساني و طبيعت.

 

نوشته شده توسط خادم المهدی در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 21:14

روزه در ادیان

پيروان اديان مختلف چگونه روزه مي‌گيرند؟     
 
به تصريح قرآن كريم، روزه بر پيروان اديان آسماني قبل از اسلام نيز واجب بوده است. اما تنها مسلمانان، مسيحيان و يهوديان نيستند كه روزه مي‌گيرند، بلكه حتي آئين‌هاي غيرالهي نيز روزه و رياضت‌هاي جسمي را براي تربيت جسم و روح پيروان خود ضروري مي‌دانند.

  
اديان گوناگون طي قرون متمادي، هر يك راه و روش و آئين‌هاي خاصي را براي ارتقاي روحي و رواني بر پيروان خود واجب دانسته‌اند. از جمله اين آموزه‌هاي ديني روزه است كه در اديان، آئين‌ها و سرزمين‌هاي مختلف، شكل‌هاي گوناگون و گاه بسيار متفاوت به خود گرفته است.
روزه ضمن وجوب در اديان الهي، انگيزه فطري نيز داشته زيرا بشر تعالي‌طلب كه نمي‌خواست تا سطح حيوانات پايين بيايد و يكسره محكوم تمايلات و شهوات حيواني گردد، روزه را وسيله و سپري براي مقاومت در برابر اين گونه تمايلات قرار داده تا خود را به كمال برساند.
روزه گرفتن در ميان اديان الهي، تاريخي بس طولاني دارد و از جمله عبادات ديريني است كه پيدايش آن را مي‌توان با رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت مقارن دانست.
«صوم» در لغت به معناي خودداري از عمل است البته در معناي آن اين قيد را اضافه كرده‌اند كه به معناي خودداري از كارهاي مخصوصي است كه دل آدمي مشتاق آن باشد و اشتهاي آن را داشته باشد. اما صوم در فرهنگ و شريعت ديني عبارت از خودداري و پرهيز از چيزهايي خاص در زمان معين است.
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد بر شما روزه نوشته شد همانگونه كه بر اممي كه پيش از شما بودند، نوشته شد.
اين آيه نشان مي‌دهد كه روزه بر مسلمانان و بر امت‌هاي پيش از آنان نيز واجب بوده است. در روايات اسلامي آمده كه كتاب‌هاي بزرگ آسماني همچون تورات، انجيل، زبور، صحف و قرآن در رمضان نازل شده‌اند.
تفاوت روزه در اديان از جهت تعداد روزها و چگونگي روزه‌هاست، هرچند در اديان مختلف جزئيات و كيفيت روزه تفاوت دارد اما اصل حكم روزه وجود دارد و هدف آن بطور كلي تهذيب نفس و ايجاد طهارت و پاكي معنوي و رفع رنج و بلاست.


هندوئيسم
هندوئيسم 2500 تا 4000 سال پيش از ميلاد، از تمدن دره ايندوس برخاسته است. هندوئيسم دين خدايان است كه اساس آن اعتقاد بر يگانگي هر چيز است. اين كليت، برهمن ناميده مي‌شود. هندوها معتقدند هدف از زندگي اين است كه ما درك كنيم بخشي از خدا هستيم كه مي‌توانيم اين سطح حيات را ترك كرده و به خدا بازگرديم. اين آگاهي حقيقي فقط با ورود به چرخه تولد، مرگ و زندگي كه سمسره خوانده مي شود امكان پذير است.
موفقيت هركس در اين راه با مقدار اعمال خوب و بدش ارزيابي شده و تعيين‌كننده تناسخ بعدي اوست. خدمت به ديگران و قرباني كردن، موجب ارتقاء درجه و تولد دوباره فرد در درجه بالاتر مي‌شود و انجام اعمال بد، او را به سطح پايين‌تر يا حتي به سطح يك حيوان تنزل مي‌دهد.
هندوها معمولاً در روزهاي ماه جديد و جشن‌هايي مانند SHIVRATRI، DURGA PUJA و SARASWATI PUJA روزه مي‌گيرند. زنان شمال هند در روز KARVA CHAUTH هم روزه مي‌گيرند.
نحوه روزه بستگي به خود فرد دارد. ممكن است روزه، امتناع از خوردن و آشاميدن هر نوع غذا يا نوشيدني براي مدت 24ساعت باشد، اما بيشتر شامل نخوردن غذاهاي جامد است و نوشيدن مقداري آب يا شير مجاز است.
هدف از اين روزه، افزايش تمركز در مديتيشن يا عبادت براي تطهير درون است و گاهي به عنوان دادن يك قرباني در نظر گرفته مي‌شود.


 بوديسم
دين بودا برخاسته از آموزش‌هاي «سيدارتا گوتاما» است كه 535 سال پيش از ميلاد به شكوفايي رسيد و بودا نام گرفت. او سياق ميانه‌روي را جايگزين رياضت‌هاي شديد جسمي يا دنياپرستي و خوش‌گذراني زياد كرد. سال‌ها پس از مرگ بودا، آموخته‌هاي او به رشته تحرير درآمد و تريپي تاكا نام گرفت.
بودايي‌ها به اصل تناسخ روح و چرخه حيات معتقدند، بدين صورت كه هر كس روند تولد، زندگي و مرگ را مي‌پيمايد. پس از اين چرخه، اگر فرد وابستگي خود به جسم و علائق را رها كند مي‌تواند نيروانا را كسب كند.
همه فرقه‌هاي اصلي بوديسم دوره‌هايي براي روزه دارند كه معمولاً روزهاي چهاردهم ماه و ديگر روزهاي مقدس است. در آيين بودا، روزه به معناي خودداري از خوردن غذاهاي جامد است، ولي استفاده از برخي مايعات مانعي ندارد. روزه بودائيان روشي براي پاك سازي است.
راهبان بودايي براي آزادسازي ذهن روزه مي‌گيرند. بعضي از راهبان بودايي كشور تبت، براي كمك به رسيدن اهداف يوگا، نظير انرژي دروني، روزه مي‌گيرند.


 آئين جين
- زاهدان پيرو آئين جين براي ايجاد آمادگي روحي خود براي برخي جشن‌ها و اعياد روزه نگه مي‌دارند، همچنين پارسايان آئين جين بهترين مرگ را مرگ در اثر پرهيز كامل از غذا و آب مي‌دانند و بسياري از آنها داوطلبانه راه روزه‌دار را در پيش مي گيرند تا بدين طريق به زندگي خود پايان بخشند.


 لامائيسم
لامائيست‌ها در هر ماه روزهاي 14 و 15 و 29 و 30 تنها از غذاي آردي و چاي تناول مي‌كنند ولي پارسايان اين مذهب در طول اين چهار روز تا غروب آفتاب هيچ نمي‌خورند.


 صابئين
صابئين يا مندائيان (پيروان حضرت يحيي) در روزهاي ويژه‌اي از سال كه آنها را مبطل مي‌نامند از خوردن گوشت، ماهي، تخم مرغ خودداري مي‌كنند از جمله اين روزها 26 و 27 و 28 و 29 و 30 ماه سمبلتا، روزهاي ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطيا است.
آنها روزه واقعي را روزه‌دار بودن اعضا و جوارح آدمي مي‌دانند كه در كتاب كنزاربا يا صحف آدم مقدس‌ترين كتاب مندائي‌ها آمده است: «اي مومنان برايتان گفتم كه روزه بزرگ فقط نهي از خوردن و آشاميدن نيست بلكه ديدگانتان را از نگاههاي هيز و شيطاني و گوشهايتان را از شنيدن حرفهايي كه مردم در خانه خود مي‌زنند برحذر داريد و زبانهايتان را به گفتارهاي دروغ و ناپسند نيالائيد و .... ».


زرتشتي
در آيين زرتشت، زرتشتيان بايد در سه بخش معنوي "شنوايي"، "انديشه" و "احساس" هميشه روزه باشند؛ به آن معنا كه از طريق اين سه حس از نيكي دور نشوند و "انديشه و احساس و شنوايي"شان هميشه سرشار از نيكي باشد. با اين‌حال زرتشتيان براي افراط نكردن در خوردن گوشت حيوانات روزهاي دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يكم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز مي‌كنند. همچنين زرتشتيان پس از مرگ يكي از نزديكان، به مدت سه شب از پختن يا خوردن گوشت پرهيز مي‌كنند.


 يهوديت
موسي مردمش را از اسارت مصر خارج ساخت و كتاب خود را از سوي خدا به آنها عرضه كرد. سپس يوشع نبي آنها را به سرزمين موعود برد. جايي كه ساموئل، پادشاهي عبرانيان را تأسيس كرد.
داوود پيامبر، اورشيلم را بنا نهاد و سليمان اولين معبد را بنا كرد كه در سال 70 پس از ميلاد تخريب شد. يهوديان به پيامبر آخرالزماني معتقدند كه مي‌آيد و آن معبد را از نو بنا مي‌كند.
يهودي‌ها در يوم كيپور (YOM KIPPUR) روزه مي‌گيرند. يوم كيپور تعطيلي مذهبي يهوديان در ماه سپتامبر يا اكتبر است كه مردم در آن روز روزه مي‌گيرند و در كنيسه، دعاي صبر مي‌خوانند. آن روز را، روز كفاره هم مي‌گويند.
يهوديان شش روز ديگر را نيز روزه مي‌گيرند كه " TISHA B'AV " ( نهم آوريل، روزي كه معبد يهوديان در آن روزتخريب شد) از آن جمله است.
در «يوم كيپور» و " TISHA B'AV " خوردن و آشاميدن از زمان غروب آفتاب تا غروب بعدي به مدت 24 ساعت ممنوع است، در حالي كه در ساير ايام روزه ا، اين محدوديت از طلوع تا غروب آفتاب است.
هدف از روزه در دين يهوديت، استغفار از گناهان يا درخواست حاجت خاصي از خداست.


مسيحيت

حضرت مسيح، پسر مريم مقدس كه مورد آزار يهوديان هم وطن خود قرار گرفته بود، پيام جديدي از خداوند متعال ارائه كرد. در طول سفرهاي حضرت مسيح 12 مُريد (كه بعدها حواريون نام گرفتند) همراه وي بودند تا آموزه‌هاي ديني را از او بياموزند. مسيح در دوران خود معجزه‌هاي زيادي بر مردم عرضه كرد تا آموخته‌هايش را ملموس‌تر سازد.
مسيحيت فرقه‌هاي زيادي دارد كه شايد به دليل عدم تفاهم بر روي اصول ديني، فرهنگ متفاوت مسيحيان و سليقه‌هاي شخصي بوده است. گاهي تفاوت اعتقادي بين اين فرقه‌ها آنقدر زياد است كه شايد هر كدام دين متفاوتي به نظر آيند.


آيين كاتوليك
كاتوليك‌ها در روزهاي چهارشنبه خاكستر «ASH WEDNESDAY» (اولين روز ايام روزه مسيحيان) و جمعه‌هاي ايام روزه «LENT» و جمعه پاك «GOOD FRIDAY» روزه مي‌گيرند و از خوردن گوشت خودداري مي‌كنند. كاتوليك‌ها قرن‌هاي متمادي از خوردن اين ماده غذايي در تمام جمعه‌ها منع شده بودند، اما از اواسط دهه 1960 خودداري از مصرف گوشت در جمعه‌هاي خارج از ايام روزه، به نظر محلي و شخصي افراد واگذار شد.
در روز چهارشنبه خاكستر و جمعه پاك، خوردن دو وعده غذايي كوچك و يك وعده غذايي عادي جايز است، اما خوردن گوشت ممنوع است. در ساير جمعه‌هاي ايام روزه نيز مصرف هر نوع گوشتي حرام است. براي روزه‌هاي اختياري در روزهاي جمعه، برخي افراد به جاي خودداري از غذا خوردن، رياضت ديگري را براي تقرب در نظر مي‌گيرند يا نماز مخصوصي را مي‌خوانند.
هدف از اين روزه كنترل هواهاي نفساني و رياضت كشيدن براي بخشايش گناهان و همدردي با فقراست
.


آيين ارتدوكس شرقي
در اين فرقه، دوره‌هاي متعددي براي روزه وجود دارد كه شامل ايام روزه «LENT»، روزه‌هاي رسولان «APOSTELS»، روزه آسودن يا دورماسيون «DORMITION»، روزه تولد مسيح «NATIVITY» و روزه‌هاي ديگر است. هر چهارشنبه و جمعه، روزهاي روزه به شمار مي‌آيند به غير از آنهايي كه در هفته‌هاي خالي از روزه واقع مي‌شوند.
در روزه اين آيين به طور كلي مصرف گوشت، لبنيات و تخم مرغ ممنوع است. ماهي در برخي روزهاي روزه ممنوع است و در بعضي روزها مجاز.
ارتدوكس‌ها به اين دليل روزه مي‌گيرند كه معتقدند پرهيز از شكم پروري، رحمت خدا را براي آنها به ارمغان مي‌آورد.


آئين پروتستان
روزه در اين آيين، قانون جامعي ندارد، بلكه به انتخاب و صلاحديد افراد، كليساها، مؤسسات يا انجمن‌هاست.
برخي از افراد كلاً از مصرف غذا و نوشيدني امتناع مي‌كنند؛ بعضي ديگر فقط آب يا آب ميوه مي‌نوشند؛ يا اينكه فقط غذاهاي مشخصي را مي‌خورند و از غذاهاي خاصي امتناع مي‌كنند و با هر وسوسه‌اي مقابله مي‌كنند.
هدف از روزه در اين آيين، تقويت روح يا به كرسي نشاندن يك سخن حق در جامعه مدني يا سياسي است.


آيين مورمن
اولين يكشنبه هر ماه، زمان روزه است. افراد و خانواده‌ها در صورت تمايل ممكن است روزهاي ديگري نيز بگيرند. خودداري از خوردن و آشاميدن براي دو وعده متوالي و نيز بخشيدن غذا يا پول به نيازمندان روزداري اين فرقه است. بعد از روزه اعضاي كليسا در جلسه روزه و شهادت دادن شركت مي‌كنند.


 اسلام
در آئين مقدس اسلام روزه جايگاه بسيار خاص و ويژه‌اي دارد و يكي از وسايل تقرب به خداست. دين اسلام كه پس از ميلاد مسيح توسط حضرت محمد (ص) در شهر مكه عرضه گرديد، از بزرگ‌ترين دين‌هاي دنياست. مسلمان‌ها دين اسلام را مكمل دين ابراهيم، داوود، موسي و عيسي دانسته و پيامبرشان را خاتم انبياء مي‌دانند. قرآن كتاب مقدس مسلمانان است و ايشان در اجراي مسائل ديني از احاديث پيامبر و امامانشان سود مي‌برند.
مسلمانان يك ماه تمام را روزه مي‌گيرند. ماه رمضان نهمين ماه تقويم قمري مسلمانان است كه در اين ماه روزه واجب است. اين ماه يادآور نزول قرآن بر حضرت محمد(ص) است.
مسلمانان براي روزه گرفتن از شروع سحر(اذان صبح) تا غروب آفتاب(اذان مغرب)، از خوردن و آشاميدن اجتناب مي‌كنند. همچنين مصرف دخانيات و داشتن رابطه زناشويي در زمان روزه‌داري حرام است.
روزه‌داري در اين ماه واجب است، ولي مسلمانان در ديگر اوقات سال نيز به دلخواه مي‌توانند روزه بگيرند.

 

نوشته شده توسط خادم المهدی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 11:33

ميلاد نور


در غروب شامگاه نيمه شعبان حضرت امام حسن عسکري عليه السلام به عمه اش حکيمه خاتون فرمود: امشب نزدم افطار کن، که باري تعالي تو را شاد مي گرداند به ديدار حجت خويش که حجت بر حق در روي زمين خواهد بود. حکيمه خاتون گفت: مادرش کيست؟ حضرت فرمود: نرجس. سپس حکيمه خاتون عرض کرد: سوگند به خدا که در او هيچ گونه آثار حمل ديده نمي شود. امام فرمود: عمه، حقيقت همان است که برايت گفتم. امشب پسرم مهدي به دنيا مي آيد. حضرت نرجس خاتون در خواب بود و هيچ گونه اثر حمل و درد زايمان در او محسوس نبود. در اين حال، حکيمه خاتون به نماز و نيايش مشغول بود و حضرت نرجس خاتون نيز براي مناجات و نماز برخاست و پس از انجام عبادت دوباره خوابيد. حکيمه خاتون متعجب و متحير بود. چون از طرفي خبر غيبي حضرت عسکري عليه السلام و از طرف ديگر، نبودن قراين حمل در حضرت نرجس خاتون را مشاهده مي کرد. امام حسن عسکري عليه السلام که ولي خدا بود، از شک و ترديد عمه اش آگاه بود و لذا با صداي بلند به او فرمود: اي عمه، شک مکن که همين ساعت، مهدي را خواهي ديد

 ان شاء الله تعالي.

 ناگاه حضرت نرجس خاتون از خواب بيدار شد و در خود احساس درد نمود. حکيمه خاتون مي گويد: ديدم نرجس خاتون مي لرزد. او را در آغوش گرفتم و به امر امام سوره توحيد و قدر را قرائت کردم و با کمال تعجب شنيدم که حضرت مهدي عليه السلام نيز از داخل بطن مادرش اين سوره ها را مي خواند. در اين هنگام حضرت نرجس خاتون از چشمم غايب شد و او را نديدم. پس مضطرب شدم و خدمت امام حسن عسکري عليه السلام رسيدم و ماجرا را عرض کردم. حضرت فرمود: نگران مباش و برگرد که نرجس را در جاي خود خواهي ديد. برگشتم به سوي اطاق نرجس، ناگهان ديدم نوري زيبا مي درخشد و حجت حق حضرت مهدي عليه السلام متولد شده و پيشاني خود را بر روي زمين نهاده است و در کنار مادرش مي گويد: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان جدي رسول الله. سپس به هر يک از اجداد طاهرينش از حضرت علي عليه السلام تا پدر بزرگوارش سلام و تحيت فرستاد و به پيشگاه خداوند متعال عرض کرد: پروردگارا، آنچه را به من وعده کردي، برايم آسان گردان و کارم را به پايان رسان و قدمهايم را ثابت فرما و به وسيله من عدالت و دادگستري را در روي زمين جاري نما. حکيمه خاتون مي فرمايد: امام حسن عسکري عليه السلام فرمودند: عمه، فرزندم مهدي را بياور - و من او را به محضر پدر بزرگوارش بردم. حضرت دست نوازش بر سر و صورت فرزندش کشيد و زبان مبارکش را در دهان او گذاشت و سپس فرمود: اي فرزندم، به اذن خدا سخن بگو. حضرت مهدي (عج) به زبان آمده فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.


 

نوشته شده توسط خادم المهدی در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 1:22

فقط دعا گويان مهدي اهل نجاتند


يکي از وظايف مهم شيعيان دعا کردن براي فرج مولاي انس و جان حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: و اکثر الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم. [1] .
و براي تعجيل فرج زياد دعا کنيد که آن فرج شماست. برکات دعا براي فرج به خود ما بر مي گردد. مرحوم آيه الله موسوي اصفهاني دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان عليه السلام نوشت به نام مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم. تمام مطالب اين کتاب ارزنده درباره اين موضوع است که دعاکردن براي فرج آن بزرگوار چه فوايدي را نصيب دعا کننده مي گرداند. در روايتي، حضرت امام حسن عسکري عليه السلام يکي از فوايد مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غيبت بيان مي فرمايد. روايت مهم ذيل را با دقت تمام بخوانيد: احمد بن اسحاق گويد: به حضور حضرت عسکري عليه السلام رسيدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند: يا احمد بن اسحق ان الله تبارک و تعالي لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام و لا يخليها الي ان تقوم الساعه من حجه لله علي خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج برکات الارض. قال فقلت له يابن رسول الله فمن الامام و الخيفه بعدک. فنهض عليه السلام مسرعا فدخل البيت ثم خرج و علي عاتقه غلام کان وجهه القمر ليله البدر من ابناء ثلاث سنين فقال يا احمد بن اسحق لو لا کرامتک علي الله عز و جل و علي حججه ما عرضت عليک ابني هذا انه سمي رسول الله صلي الله عليه و آله و کنيه و الذي يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما يا احمد بن اسحق مثله في هذه الامه مثل الخضر عليه السلام و مثله مثل ذا القرنين. و الله ليغيبن غيبه لا ينجوا من الهلکه فيها الا من ثبت الله عز و جل علي القول بامامته و وفقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه. فقال احمد بن اسحق يا مولاي فهل من علامه يطمئن اليها قلبي. فنطق الغلام بلسان عربي فصيح فقال انا بقيه الله في ارضه و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثرا بعد عين يا احمد بن اسحق. [2] .
حضرت امام حسن عسکري عليه السلام فرمود: اي احمد ابن اسحاق بدرستي که خداوند خالي نگذاشت زمين را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اينکه قيامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمين دفع مي کند، و به خاطر او باران را نازل مي کند، و به وجود او زمين برکاتش را بيرون مي دهد. احمد بن اسحاق مي گويد: گفتم اي پسر رسول خدا، امام و خليفه بعد از تو کيست؟ پس امام بسرعت برخاست و داخل [اندرون] خانه شد، سپس بيرون آمد در حالي که روي دوشش پسري سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده مي درخشيد. حضرت امام حسن عسکري عليه السلام فرمود: اي احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهاي خدا عزيز و گرامي نبودي، هيچ گاه اين فرزندم را به تو نشان نمي دادم. بدرستي که او هم اسم رسول خدا صلي الله عليه و آله و هم کنيه اوست، و اوست کسي که زمين را پر از عدل و داد مي کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. اي احمد بن اسحاق، مثل او در اين امت مثل خضر عليه السلام و مثل او مثل ذو القرنين است. به خداوند سوگند او داراي غيبتي است طولاني که نجات پيدا نمي کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسي که خداي عز و جل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غيبت که براي تعجيل فرجش دعا کند. احمد بن اسحاق گفت: اي مولاي من، آيا علامتي هست که دلم اطمينان پيدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سيما [که جان همه عالم به فدايش باد] به زبان عربي گويا آغاز به سخن کرد و فرمود: بقيه الله در زمين منم، انتقام گيرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عيني من دنبال اثري نگرد اي احمد بن اسحاق. پس هر کس که مي خواهد در دنياي پر آشوب کنوني از نجات يافتگان و رستگاران باشد، بايد خود را به وسيله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزديک کند تا مشمول دعاي آن بزرگوار گردد.

نوشته شده توسط خادم المهدی در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 17:21

سرنام فاطمه (س)

 در آستانه شهادت جانسوز دخت نبوت ؛ همسر ولايت و مادر امامت فاطمه مرضيه (س) بر خود
واجب دانستيم كه بر آستان مقدس مادر سادات عرض ارادتي هر چند اندك نماييم

سر نام فاطمه چيست ؟ اين نام مقدس داراي اسراري است كه روايات متعددي در اين زمينه
وارد شده كه ما در اينجا به تعدادي از آنان اشاره مي نماييم باشد كه مورد توجه اين بانوي آسماني گرديم


1- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر (1)

فاطمه، فاطمه ناميده شده است; چرا كه از شر بريده و جدا است.

اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است; زيرا مسلما معصومه است و آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (2) درباره او است. (3)

2- سميت فاطمة لانها فطمت عن الطمث. (4)

فاطمه را فاطمه گويد زيرا بريده است از خونى كه زنها مى‏بينند. اين تفسير اشاره به طهارت ظاهرى زهرا سلام الله عليها است; زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنى، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.

3- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، براى اينكه بريده شده بود از خلق.

اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاى زهراى مرضيه است. كسى كه در دل او هيچ كس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

4- سميت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها.

فاطمه، فاطمه نام گرفت; زيرا مردم از معرفت او بريده شده‏اند و قدرت بر شناخت‏حقيقت او ندارند و اين تفسير اشاره به همان مقامى دارد كه به واسطه آن مقام ام ابيها ناميده شده است.

5- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت هى و شيعتها عن النار. (5)

فاطمه را فاطمه گفتند; چون شيعيان خود را از آتش مى‏رهاند و نجات مى‏دهد. اين تفسير اشاره به شفاعت اوست.

6- سميت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها 

فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بريده مى‏شوند ازمحبت او، و روشن است كه كسى كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مى‏شود.

در حق فاطمه چه توان گفت كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله عليها وارد مى‏شد يا زهرا سلام الله عليها بر او وارد مى‏شد، چهره زهرا سلام الله عليها و دست زهرا سلام الله عليها را مى‏بوسيد و او را استقبال مى‏كرد و به جاى خود مى‏نشانيد. (۶)

و مى‏فرمود: من بوى بهشت را از سينه زهرا استشمام مى‏كنم، ولى همين زهرا سلام الله عليها به قدرى براى ديگران متواضع است كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از او اجاره مى‏خواهد كه كسانى بر خانه زهرا سلام الله عليها وارد شوند، زهرا با آنكه ازاين ملاقات سخت‏بيزار است; (۷) اما چون على عليه السلام مى‏خواهد آن بانوى متواضع درمقابل شوهر مى‏گويد: خانه، خانه تو و من هم كنيز تو هستم. (۸)

زنى مى‏آيد و از زهرا سلام الله عليها مساله‏اى سوال مى‏كند اما چون بيمارى فراموشى دارد، ده بار برمى‏گردد و مساله را سوال مى‏كند در بار دهم از زهرا سلام الله عليها عذر خواهى مى‏كند و زهرا در جواب مى‏فرمايد: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاى زيادى عنايت مى‏كند پس تكرار سوال تو عذر ندارد» . (۹)

زهرا سلام الله عليها وقتى پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاى خانه را قسمت كرد: يك روز زهرا سلام الله عليها كارها را انجام مى‏داد و روز ديگر نوبت فضه بود. (۱۰)

نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا سلام الله عليها و همه اهل بيت عليهم السلام سرمشق زندگى ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامى و خاندان او سرمشق بگيرند.

قرآن چنين دستور مى‏دهد:

لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر... (1۱)

به تحقيق كه رسول خدا سرمشق است‏براى كسانى كه اميد به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامى او باشيم. بانوان اسلامى وقتى به سعادت مى‏رسند كه در عفت، ايثار، فداكارى، مردم دارى، شوهر دارى، خانه دارى وتربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.

صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل قضيه‏اى از زهرا سلام الله عليها نقل مى‏كند كه همه مخصوصا بانوان اسلامى بايد به آن توجه داشته باشند.

مضمون همه روايات چنين است: «فضه خادمه در روزهاى آخر عمر زهرا، سلام الله عليها او را مهموم و مغموم يافت. علت را پرسيد زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند مى‏كنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مى‏بيند.» فضه مى‏گويد شكل عمارى را براى زهرا رسم كردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصيت را در عمارى مى‏گذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصيت كرد كه جنازه او را در عمارى بگذارند.

همه مى‏دانيم كه وصيت مؤكد كرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسى را هم خبر نكند. (۱۲)

منابع مورد استفاده :


1- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 230.

2- احزاب/43.

3- سيوطى در المنثور ج 5 ص 198 زمخشرى در كشاف ج 1 س 193 و . . .

4- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 330.

5- بحار الانوار ج 10.

6- الامامة و السياسة ج 1 ص 14 علل الشرايع صدوق /5.

7- ترمذى و ابن عبد ربه در عقد الفريد ج 2 ص 3 مناقب ابن شهر آشوب ج 3.

8- علل الشرايع.

9- بحار الانوار كتاب العلم.

10- بحار ج 43 ص 28- بيت الاحزان ص 20.

11- احزاب آيه‏21.

12- روضه الواعظين.

 

 

نوشته شده توسط خادم المهدی در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 12:50

او سرسپرده مى‏خواست من دل سپرده بودم

در روزگارى مردم بحرين به خاطر ظلم و ستيم كه بر آنها از سوى حاكم آنجا وارد شد، دست توسل به سوى حضرت دراز كرده و انتظار ظهور و قيام خونين حضرت را مى‏كشيدند تا بيايد و ظلم را از جهان ريشه كن سازد. لذا همگى گروهى از بزرگان علم و تقوى و زهد و پرهيزگارى را برگزيده و آنان از بين خود سه نفر را انتخاب كردند، و آن سه نفر از ميان خود يك نفر را كه از ديگران برتر و پرهيزگارتر بود، برگزيدند تا او بين حضرت و مردم واسطه شود.اين شخص از شهر بيرون آمده سر به بيابان‏ها گذاشت و به عبادت خداوند و توسل به حضرت مهدى ارواحنا فداه، مشغول شد و از خداوند خواست تا حضرت را ظاهر ساخته، دست به شمشير برده و جهان را پر از عدل و داد نمايد. سه شبانه روز به عبادت و راز و نياز ادامه داد. در آخرين شب شخصى بر او وارد شد. اين عالم آن شخص را شناخته و فهميد كه اين خود حضرت مهدى (ع) است و آمده است تا خواسته او را برآورده سازد. آن شخص از او پرسيد: چه مى‏خواهى؟ پاسخ داد: مردم و پيروان شما در نهايت شدت و گرفتارى و غم و اندوه هستند، و مى‏خواهند كه هرچه زودتر قيام فرماييد و داد مردم را از بيدادگران بگيريد. حضرت به او دستور داد كه فردا صبح در فلان جا حاضر شو و چند تا گوسفند با خود به پشت بام ببرد و بين مردم اعلام كن كه حضرت در فلان ساعت ظاهر مى‏شوند و همگى بايد در اطراف آن منزل حاضر شويد و من خود در آن وقت در پشت بام حاضر مى‏شوم.
اين مرد اين كارها را كرد و ساعت معين سررسيد. مردم همگى اطراف آن منزل جمع شدند و حضرت هم با آن شخص و گوسفندها در پشت بام حاضر شد. حضرت اسم يكى از افراد را برده و به آن شخص گفت: صدا بزن تا اين شخص اينجا حاضر شود. آن مرد صدا زد، مردم شنيدند و آن شخص هم به پشت بام رفت. وقتى آن شخص به پشت بام رسيد، حضرت دستور داد كه يكى از گوسفندان را نزديك ناودان بكشد. مردم ديدند كه از ناودان خون جارى است. همگى يقين كردند كه حضرت دستور قتل اين شخص را كه صدا زده است داده و او را كشته است
.
بعد از او شخص ديگرى را صدا زدند. او نيز از افراد خوب و پرهيزگار بود و خود را آماده كشته شدن كرد و يقين كرد كه او را نيز مى‏كشند و خونش از ناودان خواهد ريخت. بعد از آنكه از بام بالا رفت، مردم بلافاصله ديدند كه خون سرازير شد، و سپس شخص ديگرى را و بعد از او نفر چهارم را صدا زدند تا جايى كه ديگر هيچ كس به پشت بام نرفت و همگى به هم گفتند كه هركس به پشت بام برود، خونش از ناودان جارى خواهد شد، و زندگى خود را بر امتثال فرمان امام ترجيح دادند. در اين لحظه حضرت به آن شخص اول نگاهى كرده و به او فهمانيد كه تا وقتى مردم اين چنين باشند، از آمدن و ظهور معذور است.
شهيد محمد صدر در نتيجه‏گيرى از اين داستان مى‏گويد: از اين داستان مى‏فهميم كه چگونه حضرت به طور روشن و واضح ظاهر شده و به مردم مى‏فهماند كه چرا نمى‏تواند ظهور كند، و چرا مردم هنوز آمادگى كامل را ندارند و به آن سطح و پايه مطلوب از فداكارى و از خودگذشتگى نرسيده‏اند. و طورى حضرت اين مسأله را به مردم تفهيم مى‏كند كه هركس خود بفهمد و درك كند كه هنوز آمادگى و استعداد پذيرش فرمان امام خود را در حد ريختن خونش ندارد، و تا مردم به اين درجه از فداكارى نرسند، نمى‏توانند عهده‏دار كار مهم قيام و نهضت جهانى حضرت گردند.
1
پى‏نوشتها:
1 . تاريخ غيبت كبرى، سيدمحمد صدر، ترجمه دكتر سيد حسن افتخارزاده، ص 116.

نوشته شده توسط خادم المهدی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:30

انتظارآگاهانه

 

انتظار آگاهانه

امام صادق (عليه السلام)در اين باره می فرمایند: «زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از ميان آنان غايب گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است.و در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشند». (۱)

 

فضيلت بندگان خدا در اين زمان و رضايت بيشتر خداوند از آنان، بدين جهت است كه آنان بي آنكه امام خويش

 

 را ببينند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حيرتها به درخانه اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و

 

 پايبندى به تقوى و دوستى اهلبيت، ميثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقيده را پاس مي دارند.

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يا ابا بصير! طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره، اولئك اولياء اللّه الذين لاخوف عليهم و لاهم يحزنون.»( 2 )

«اى ابوبصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبت او در انتظار ظهورش به سر مي برند و در

 

 دوران ظهورش به اطاعت او روى مي كنند، آنان اولياى خدا هستند كه هيچ ترس و اندوهى بر ايشان نيست.»

باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غيبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شيعيان حضرت قائم(عليه السلام)،

 

 نشان دهنده نوعى ملازمت بين ايندو وصف است. به اين معنا كه شيعيان منتظر در دوران غيبت چنان امام

 

 خود را شناخته و در اطاعتش مي كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مي يافت، در زمره ياران حقيقى او بودند.

حزن و اندوه بر مصائب غيبت و دعا براى ظهور

 

سدير صيرفى گويد: با برخى از اصحاب بر امام صادق (عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاك ديديم،

 

 در حالى كه عبايى خشن با آستين كوتاه پوشيده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده،

 

مي گريست، رنگ چهرهاش تغيير كرده و اندوه از گونه هاى مباركش پيدا بود و اشكهايش، لباسش را خيس كرده بود وناله مي كرد:

«مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است!

مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه هاى ابدى پيوند داده، و از دست دادن ياران، يكى پس از

 

 ديگرى، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مي ريزد و نالهاى كه از دلم

 

 بر مي خيزد با ياد بلاها و سختيهاى ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته كه درد و رنج شديدتر و دردناكترى در برابر ديدگانم شكل مي گيرد!»

سدير گويد: شگفت زده پرسيديم اين ماتم وگريه براى چيست؟!

 

امام صادق(عليه السلام) آهى عميق و سوزناك كشيد و فرمود:

 

اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مي كردم و در باره ولادت و غيبت طولانى و طول عمر قائم ما و

 

 بلاهاى مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و ترديد در اثر طول غيبت و ارتداد اكثريت مردم از دين و خروج

 

 آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چيره شد.»

وقتى حال امام صادق(عليه السلام) ـ كه حدود يكصد سال قبل از آغاز دوره غيبت مي زيسته است ـ چنين

 

 باشد، بايد ديد حال سرگشتگان دوران غيبت و دورماندگان از چشمه زلال ولايت چگونه بايد باشد، بيهوده

 

 نيست كه در هر مناسبتى شادى آفرين يا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شده ايم كه حديث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) است.

وبى مورد نيست كه اين چنين بر دعاى براى فرج در زمان غيبت، تأكيد شده است.

امام زمان(عليه السلام) مي فرمايد: «اكثر و الدعاء بتعجيل الفرج».( 4 )

«براى نزديك شدن ظهور و فرج، بسيار دعا كنيد.»

منابع :

 

(1 )كافى ج 2 باب نادر فى الغيبه صفحه 127.

(2) كمال الدين ج 2 باب 33 صفحه 357 حديث 54.

(3) كمال الدين ج 2 باب 33 صفحه 353 .

(4) مكيال المكارم.

 

نوشته شده توسط خادم المهدی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 19:35

عید در قرآن

 واژه عيد در قرآن فقط يك بار آمده است.                                                 

 (اللهم انزل علينا مائده من السمإ تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك). [۱]

خدايا! نازل كن براى ما مائده‏اى از آسمان كه براى اولين و آخرين از ما عيد باشد و نشانه‏اى از تو.

در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است. به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى برطرف مى شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى هاى نخستين مى كنند، عيد گفته مى شود. و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى گردد و آلودگى ها كه برخلاف فطرت است از ميان مى رود «عيد» گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است؛ حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. [۲]

                                        عيد از منظر حضرت على(ع)

عيد از نظر على(ع) اين است كه: هر روزى كه در آن روز، معصيت خدا نشود و گناهى انجام نگيرد، آن روز را عيد خوانده است.

                                        «كل يوم لا يعصى الله تعالى فيه فهو يوم عيد»


و اين فرمايش اميرمومنان(ع) اشاره به اين موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است. [۳]

از سويد بن عفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر اميرالمومنين(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد حضرت نان گندم و خطيفه (نان شيرمال) و ملبنه (حلوا شكرى) است. پس به آن حضرت عرض كردم:


                                                 روز عيد و خطيفه؟!


حضرت فرمود: «انما هذا لمن عيد من غفرله»؛ اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. [۴] در خبر است: چيزى به رسم هديه نوروزى خدمت اميرالمومنين(ع) تقديم شد، حضرت پرسيد: اين چيست؟ عرض كردند: يا اميرالمومنين! امروز نوروز است. فرمود: هر روز را براى ما نوروز سازيد. [۵]

نوشته شده توسط خادم المهدی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 21:14

عيد نوروز از منظر امام صادق(ع)

امام صادق(ع) به يكى از اصحابش به نام معلى بن خنيس در باره عيد نوروز فرمود:

«ان يوم النيروز هواليوم الذى اخذ فيه النبى(ص) لاميرالمومنين(ع) العهد بغديرخم... و هواليوم الذى ظفرفيه باهل النهروان... و هواليوم الذى يظفرفيه قائمنا اهل البيت» . [۵]

نوروز، روزى است كه پيامبراكرم (ص) در غديرخم براى ولايت اميرالمومنين(ع) از مردم پيمان گرفت؛ روزى است كه آن حضرت برخوراج نهروان پيروز شد و روزى است كه قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) ظهور خواهد كرد.

                                  امام كاظم(ع) و جلوس عيد نوروز

از آنجايى كه عيد نوروز ريشه در سنتهاى ما ايرانى ها دارد و اين موضوع به زمانهاى بسيار دور برمى گردد، پس از اسلام، بنا به نوشته مورخين، با اندك تغييراتى كه در آن به عمل آمده است، تاكنون در بين ايرانيان جاودانه است، بنابراين در صدر اسلام ايرانى هايى كه در مركز خلافت به سر مى بردند، طبق سنت ملى شان به اين عيد پاى بند بودند و هداياى نوروزى را براى سلاطين خود مى بردند. پس ازامويان، عباسيان مورد توجه بعضى از مردم بودند و ايرانى ها با مراجعه به دربار آنها، هدايايى را به آنها تقديم مى كردند.


در بحارالانوار روايت ذيل آمده است: «ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (ع) بالجلوس للتهنيه فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه...». [۶] منصور دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد كرد عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم نوروز را به او تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد... و امام(ع) با اكراه پذيرفت. بنابراين عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى كه با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درميان ايرانيان باقى مانده است.

                                            نوروز از نظر دانشوران اسلامى

سيدبن طاووس (يكى از دانشمندان بزرگ شيعه است.) كه در باره نوروز مى نويسد:

هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى در مثل چنين روزى است، شايسته است اين روز به عنوان روز عيد و شادى تلقى گردد.

ابن فهد حلى در اين زمينه مى نويسد:

                      «يوم النيروز، يوم جليل القدر»، نوروز، روزى گرانمايه و با منزلت است.


حضرت امام(ره) به مناسبت عيد نوروز هرسال پيامى داشت و در ديوان شعرش، ابياتى ويژه درباره عيد نوروز سروده است كه در پى خواهد آمد.

و مقام معظم رهبرى در پيام نوروزى سال 1369 شمسى فرمودند:

«تحويل سال جديد شمسى كه مصادف با نوعى تحول در عالم طبيعت مى باشد، فرصتى است براى اين كه انسان به تحول درونى و به اصلاح امور روحى، معنوى و مادى خود بپردازد، ايجاد تحول كار خداست... اما ما موظفيم كه براى اين تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام كرده وهمت و تلاش به عمل آوريم.»

                                                       سنت هاى نوروزى

يكى از سنت هاى حسنه و با ارزش عيد نوروز كه تا روز سيزده رايج است، ديد و بازديدها است كه ميان فاميل، دوستان انجام مى گيرد و در كتب روايى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در اين باره به اولويت هايى توجه داشت:


1. ديدار از خانواده شهدا و جانبازان.


2. ديدار از بستگان نزديك.


3. ديدار از دوستان.


4. عيدى دادن مخصوصا به نونهالان.


5. آشتى دادن برادران وخواهران دينى و رفع كدورت از بين آنها.

پى نوشتها:

--------------------------------------------------------------------------------

[۱]. سوره مائده، آيه 114.

[۲]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.

[۳]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.

[۴]. بحارالانوار، ج 40، ص 326.

[۵]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 214.

[۶]. بحارالانوار، ج 56، ص 119.

نوشته شده توسط خادم المهدی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 18:31

سوگ آسمان

ابوذر غفارى از حضرت رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم روايت مى‏كند كه آن جناب فرمود «زمين در مرگ مؤمن تا چهل صباح گريان است‏» و زرارة‏بن اعين شيبانى(ره) كه از اكابر فقهاى شيعه و محدثان با عظمت اماميه است از حضرت امام صادق‏عليه‏السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود « آسمان براى امام حسين‏عليه‏السلام چهل روز گريه كرد و علامت اين گريه آن بود كه در اين مدت هنگام صبح آسمان خون‏آلود مى‏شد، و زمين نيز چهل روز گريه كرد و آفتاب هم چهل روز كه علامت آن طوفانهاى سياه و كسوف و سرخى در زمين و آسمان بود» و نيز فرمود «ملائكه نيز چهل روز بر آن حضرت گريستند و زنان بنى‏هاشم خضاب نكردند و روغن بر سر نكشيدند و چشمها را سرمه نزدند، تا آنگاه كه سر عبيدا.. . بن زياد را براى ما آوردند، و ما همواره با چشم گريان هستيم و مصيبت‏حضرت امام حسين‏عليه‏السلام را فراموش نمى‏كنيم‏».

و اين چنين است كه شيعيان تا اربعين آن حضرت از شادى و خوشنودى و سرور خوددارى مى‏كنند. حتى در غير مسلمانان نيز اين عادت در مورد درگذشتگانشان مراعات مى‏شود بخصوص كه از بزرگان آن قوم باشد. حال چه رسد به شخصيتى چون حسين‏عليه‏السلام كه آثار عملى و نتايج قدمى در راه رفاه و آسايش دينى و دنيوى انسانها داشته و در اصلاح جامعه از جان گذشتگى نشان داده و نهضتى بر عليه ظلم و ستم و براى از ميان بردن ظالمان و ستمكاران روزگار برپا كرده باشد كه در اثر آن اسلام و قرآن را زنده نگاه داشته و دين الهى را از دستخوش دشمنان سرسخت آن نجات داده و زحمات خاتم انبياءصلى الله عليه وآله وسلم را نگذاشته تا به هدر رود و بازيچه بنى‏اميه - اين شجره ملعونه - گردد و با خون خود درخت توحيد را سيراب نموده و اجازه نداده تا در نتيجه ظلم و جور و بى‏دينى و اشاعه فحشا و منكر بنى‏اميه خشك شود و خون دل خويش را در راه خدا بذل كرده تا مردم را از حيرت ضلالت و گمراهى در اثر تسلط بنى‏اميه و اشغال مقام خلافت الهيه از سوى آنان پيش آمده بود برهاند. و اگر آن نهضت مقدس نبود، از اسلام به غير از اسلام اموى و از دين بجز دين يزيدى و دين تشريفاتى و ساخته بنى‏اميه چيزى باقى نمانده بود.

نوشته شده توسط خادم المهدی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 20:12

: درباره وبلاگ :

این وبلاگ با هدف تبلیغ فرهنگ غنی اسلامي- ايراني خصوصا تشيع علوي- مهدوي بوجود آمده و به هیچ ارگان ياحزب و گروهی وابستگی ندارد

: منوي اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

: پيوندها :

زائر بقيع
آسمون آبي (انتظار سبز)
آخرالزمان ونهضت مهدويت
اخبار ایران وجهان
نرم افزارمبايل
آنتي ويروس مبايل (سري60)
نجوم
گهر ازنا
اشترانکوه
قرآن وبرنامه هاي اسلامي براي مبايل
كانون انتظاردانشگاه آزادبروجرد
دلتنگ مهر بيكران
عشق زينب (س)
دلتنگي ها
آرزو هاي قشنگ
حس غريب
باران عشق
سيبري ايران (ازناشهري متفاوت)
دایرکتوری وبلاگهای قرآنی
نگاهي نو
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
دوستي
سايت كربلائي ايمان (مداح )
ماه من
بي ستاره
احرارالحسين (ع)
:: سرباز امام زمان ::

: پيوندهاي روزانه :

حسرت ظهور
دوستدارن شهرستان ازنا
موعود
پرسش وپاسخ پیرامون آخرالزمان
بی قرارظهور
اینجا ازناست
حسینیه سیدالشهدا’
المزمل
تصاویر زیبا از شهر ازنا
تمام پيوندها

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman

Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

منتظرا ن شهرستان ازنااَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً